زمینه پژوهشدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
متن اصلی فارسی · بدون ترجمهٔ خودکاربازگشت به اثرآثار این شاعربررسی معنای ادبی ↓
فیض کاشانی · دیوان اشعار

غزل شمارهٔ ۶۳۲

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
خدایا از بدم بگذر ببخشا جرم و عصیانم
۲
مبین در کردهٔ زشتم به بین در نور ایمانم
۳
تو گفتی بندهٔ خواهم که اخلاصی در او باشد
۴
چه در دست تو می‌باشد گر اخلاصم دهی آنم
۵
دُر ایمان بدل سفتم شهادت بر زبان گفتم
۶
غبار شرک خود رفتم سزد بخشی گناهانم
۷
تو اهل سحر را دادی بجنت جا باسلامی
۸
مرا هم جا دهی شاید چه شد آخر مسلمانم
۹
چو مهر دوستانت را نهادی در دل ریشم
۱۰
چو باشد مهر ایشانم دهد جا نزد ایشانم
۱۱
چو بغض دشمنانت را نهادی در دل تنگم
۱۲
شود گر بغض آنانم برون آرد ز نیرانم
۱۳
بفرمان رفته‌ام گاهی سجودی کرده‌ام گاهی
۱۴
نمی‌ارزد اگر کاهی در آتش خود مسوزانم
۱۵
ندارم بر تو من منت که کردم گه گهی خدمت
۱۶
ترا بر من بودمنت که دادی قدرت آنم
۱۷
چو دور از من نهٔ یا رب مرا مپسند دور از خود
۱۸
بنزدیکیت جمعم کن که دور از تو پریشانم
۱۹
چو بی یادم نمیباشی مرا بی‌یاد خود مگذار
۲۰
بیاد خود کن آبادم که بی‌یاد تو ویرانم
۲۱
دلی دارم پراکنده که هر جزویش در جائیست
۲۲
بده جمعیتی یا رب که دارد دل پریشانم
۲۳
دلی دارم که میدارد مرا از خویشتن غافل
۲۴
چو غافل میشوم از خویش بازیگاه شیطانم
۲۵
دلی دارم که میخواهد مرا از من جدا سازد
۲۶
از این خواهش جدا سازش که از خود فصل نتوانم
۲۷
چو حشر هر کسی با دوستانش میکنی یا رب
۲۸
مرا نزد علی جا ده که او را از محبانم
۲۹
محب آل پیغمبر نمیسوزد در آتش فیض
۳۰
چو دارم مهرشان در دل چه ترسانی ز نیرانم

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.

از این شعر به پژوهش بروید

موضوع خود را وارد کنید؛ شاعر و اثرِ این شعر در محدوده باقی می‌مانند.