زمینه پژوهشدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
متن اصلی فارسی · بدون ترجمهٔ خودکاربازگشت به اثرآثار این شاعربررسی معنای ادبی ↓
فیض کاشانی · دیوان اشعار

غزل شمارهٔ ۶۳۹

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
عمر عزیز تا یکی صرف در آرزو کنم
۲
های بیا که آرزو جمله فدای هو کنم
۳
چند خجل کند مرا توبهٔ آبروی بر
۴
میسزد ار ز توبه خون ریزم و آنرو کنم
۵
اشتر لنک لنک من پاش خورد بسنگ من
۶
سنگ دگر چه افکنم زحمت او دو تو کنم
۷
عشوهٔ توبه میخری یاری توبه میخورم
۸
گر فتد او بدست من بین که باو چها کنم
۹
رخ بنمای پیر من چند بخانقاه تن
۱۰
نعره‌های هازنم مستی هوی هو کنم
۱۱
چند تنم بگرد تن بخیه زنم برین بدن
۱۲
بفکنم این تن و بجان روی بجستجو کنم
۱۳
رو چو کنی بسوی من جان شودم تمام تن
۱۴
بس ز نشاط جان و تن در تن و جان نمو کنم
۱۵
جا طلبی ز من ترا بر سر خویش جا دهم
۱۶
آب طلب کنی ز من دیده برات جو کنم
۱۷
خانه سر ز ما سوی پاک کنم برای تو
۱۸
منزل دل ز آب و گل بهر تو رفت و رو کنم
۱۹
هم بشراب عشق تن پاک کنم ز هر درن
۲۰
هم بشراب عشق جان بهر تو شست و شو کنم
۲۱
کی بود ‌آنکه مست‌مست شسته زغیر دوست دست
۲۲
پشت کنم بهر چه هست روی بروی او کنم
۲۳
گه بوصال روی او جان کنم از شکوه کوه
۲۴
گه ز خیال موی او شخص بدن چو مو کنم
۲۵
گه بوصال جان دهم گه بفراق تن نهم
۲۶
گه بخطاب انت انت گاه بعیب هو کنم
۲۷
باز بده به فیض نقد هر‌ آنچه میدهی بده
۲۸
عمر عزیز تابکی صرف در آرزو کنم

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.

از این شعر به پژوهش بروید

موضوع خود را وارد کنید؛ شاعر و اثرِ این شعر در محدوده باقی می‌مانند.