زمینه پژوهشدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
متن اصلی فارسی · بدون ترجمهٔ خودکاربازگشت به اثرآثار این شاعربررسی معنای ادبی ↓
فیض کاشانی · دیوان اشعار

غزل شمارهٔ ۶۴۵

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
فرمان نمیبرد این دل چه‌سان کنم
۲
کارم ز دست دل شده مشکل چسان کنم
۳
دست قضا بسلسلها بسته خواهشش
۴
با این دل اسیر سلاسل چه‌سان کنم
۵
روز ازل جنون و خرد بخش کرده‌اند
۶
مجنون بسعی بیهده عاقل چه‌سان کنم
۷
نقص و کمال جمله خلایق نوشته‌اند
۸
آنرا که ناقص آمده کامل چه‌سان کنم
۹
با نفس خویش چون نتوانم بر آمدن
۱۰
با خیل دیو راکب و راجل چه‌سان کنم
۱۱
دل ده مرا نخست و دلیری نظاره کن
۱۲
با دشمن درون من بیدل چه‌سان کنم
۱۳
کارم گره گره شده چون زلف دلبران
۱۴
یارب علاج عقدهٔ مشگل چه‌سان کنم
۱۵
افتاده‌ام بدست هجوم رسوم خلق
۱۶
ضبط رسوم مردم جاهل چه‌سان کنم
۱۷
آزادگان چست بمنزل رسیده‌اند
۱۸
با ننگ واپسی من کاهل چه‌سان کنم
۱۹
فیض و دلش بهم چو نسازند در سلوک
۲۰
در راه دوست قطع مراحل چسان کنم

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.

از این شعر به پژوهش بروید

موضوع خود را وارد کنید؛ شاعر و اثرِ این شعر در محدوده باقی می‌مانند.