زمینه پژوهشدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
متن اصلی فارسی · بدون ترجمهٔ خودکاربازگشت به اثرآثار این شاعربررسی معنای ادبی ↓
فیض کاشانی · دیوان اشعار

غزل شمارهٔ ۶۴۶

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
پیوسته خستهٔ غم یارم چه‌سان کنم
۲
در عشق آن نگار فکارم چه‌سان کنم
۳
موئی شدم ز حسرت موی میان او
۴
موئی از او بدست ندارم چه‌سان کنم
۵
بستم دلی در او و گسستم ز غیر او
۶
از بزم وصل او بکنارم چه‌سان کنم
۷
چون من گدای را ره وصلش نمیدهند
۸
تاب فراق دوست ندارم چه‌سان کنم
۹
چون گشت رفته رفته دلم در فراق او
۱۰
این خون اگر ز دیده نبارم چه‌سان کنم
۱۱
از دست رفت و صبر و شکیبائیم نماند
۱۲
راهی بکوی دوست ندارم چه‌سان کنم
۱۳
روزم شبست بیرخ چون آفتاب تو
۱۴
بی او همیشه در شب تارم چه‌سان کنم
۱۵
گیرم که او نقاب برافکند و رخ نمود
۱۶
چون تاب آنجمال نیارم چه‌سان کنم
۱۷
گفتی که صبر چارهٔ در دست فیض را
۱۸
بر صبر نیز صبر ندارم چه‌سان کنم

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.

از این شعر به پژوهش بروید

موضوع خود را وارد کنید؛ شاعر و اثرِ این شعر در محدوده باقی می‌مانند.