زمینه پژوهشدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
متن اصلی فارسی · بدون ترجمهٔ خودکاربازگشت به اثرآثار این شاعربررسی معنای ادبی ↓
فیض کاشانی · دیوان اشعار

غزل شمارهٔ ۶۵۸

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
از سر کویت ای نگار میروم و نمیروم
۲
از بر و بوم این دیار میروم و نمیروم
۳
زد بجگر ز غمزه نیش راند مرا ز نزد خویش
۴
خسته جگر ز بزم یار میروم و نمیروم
۵
جان و دلم شکار کرد دورم از این دیار کرد
۶
بی دل و جان از این دیار میروم و نمیروم
۷
گر قدمی نهی به پیش باز کشم بسوی خویش
۸
نیست بدستم اختیار میروم و نمیروم
۹
روی دلم بزجر خست پای دلم بزلف بست
۱۰
خسته و بسته دلفکار میروم و نمیروم
۱۱
سوی من از حیا نظر میکند و نمیکند
۱۲
من ز ادای او زکار میروم و نمیروم
۱۳
گه بلقاش جان و دل میدهم و نمیدهم
۱۴
گاه ز خویش فیض وار میروم و نمیروم

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.

از این شعر به پژوهش بروید

موضوع خود را وارد کنید؛ شاعر و اثرِ این شعر در محدوده باقی می‌مانند.