زمینه پژوهشدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
متن اصلی فارسی · بدون ترجمهٔ خودکاربازگشت به اثرآثار این شاعربررسی معنای ادبی ↓
فیض کاشانی · دیوان اشعار

غزل شمارهٔ ۶۵۹

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
رعیتی است چو خاری بیا امیر شوم
۲
میسراست غنا من چرا فقیر شوم
۳
بهمتی شوم استاد کارخانهٔ عشق
۴
تلمذ خردم پس بیاد پیر شوم
۵
بود چو عزت در عشق رو بعشق آرم
۶
عزیز دهر توان شد چرا حقیر شوم
۷
ز قید عقل رهم دل بعشق حق بندم
۸
چرا بعقل و تکالیف عقل اسیر شوم
۹
بداردم بدر شه بگیردم بگنه
۱۰
بدست عقل چو در بند دار و گیر شوم
۱۱
جنون عشق بدست‌ آورم شوم استاد
۱۲
شهنشهی کنم و میر هر امیر شوم
۱۳
دوم ز مملکت عقل تا فلاه جنون
۱۴
بشیر اهل جنون باشم و نذیر شوم
۱۵
اگر اسیر شوم عشق را اسیری به
۱۶
که چون اسیر شوم عشق را امیر شوم
۱۷
هر آنچه یافتم ای فیض از اسیری بود
۱۸
مرید باشم از آن به که شیخ و پیر شوم

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.

از این شعر به پژوهش بروید

موضوع خود را وارد کنید؛ شاعر و اثرِ این شعر در محدوده باقی می‌مانند.