زمینه پژوهشدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
متن اصلی فارسی · بدون ترجمهٔ خودکاربازگشت به اثرآثار این شاعربررسی معنای ادبی ↓
فیض کاشانی · دیوان اشعار

غزل شمارهٔ ۶۶۰

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
بینم چو جمال یار مدهوش شوم
۲
یادش چو کنم ز خود فراموش شوم
۳
چون روی نماید همگی چشم شوم
۴
چون در سخن آید همه تن گوش شوم
۵
از دور آید برش سراسیمه دوم
۶
نزدیک من آید همه آغوش شوم
۷
آید بکنارم ز میان بر خیزم
۸
گیرد ببرم چو تنگ از هوش شوم
۹
لب بر لب من نهد شوم مست و خراب
۱۰
گر بوسه دهد ز ذوق بیهوش شوم
۱۱
ساغر دهدم شوم ز سر تا پا لب
۱۲
گوید چو بنوش جملگی نوش شوم
۱۳
آشفته کند زلف و گشاید گیسو
۱۴
سر مست و خراب و واله از بوش شوم
۱۵
خواهد دل و جان شوم سراپا دل و جان
۱۶
خدمت خواهد همه تن و توش شوم
۱۷
بهر طوفش شوم سراپا گردان
۱۸
یاری اگرش بود همه روش شوم
۱۹
گیسو چو کمند و زلف چون دام کند
۲۰
صید زلف و اسیر گیسوش شوم
۲۱
گوید چو بیا شوم ز سر تا پا سر
۲۲
غلطان غلطان چو گوی واسوش شوم
۲۳
گر تیغ کشد شوم سراسر گردن
۲۴
تا کشته شوم خاک سر کوش شوم
۲۵
تیر اندازد شوم سراپای هدف
۲۶
وانگه قربان دست و بازوش شوم
۲۷
چوگان چو بدست گیرد و تازد رخش
۲۸
در عرصه میدان شوم و گوش شوم
۲۹
در دیگ جفا و محنتم گر بپزد
۳۰
از سر تا پای جملگی جوش شوم
۳۱
گر لعل شکر بار بگفتار آرد
۳۲
چون فیض شکر کشم و خاموش شوم

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.

از این شعر به پژوهش بروید

موضوع خود را وارد کنید؛ شاعر و اثرِ این شعر در محدوده باقی می‌مانند.