زمینه پژوهشدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
متن اصلی فارسی · بدون ترجمهٔ خودکاربازگشت به اثرآثار این شاعربررسی معنای ادبی ↓
فیض کاشانی · دیوان اشعار

غزل شمارهٔ ۶۷۹

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
هر جمالی که بر افروخت خریدار شدیم
۲
هر که مهرش دل ما برد گرفتار شدیم
۳
کبریای حرم حسن تو چون روی نمود
۴
چار تکبیر زدیم از همه بیزار شدیم
۵
پرتو حسن تو چون تافت برفتیم از هوش
۶
چونکه هوش از سر ما رفت خبردار شدیم
۷
در پس پردهٔ پندار بسر می‌بردیم
۸
خفته بودیم زهیهای تو بیدار شدیم
۹
ساغری ساقی ارواح فرستاد از غیب
۱۰
نشاءه‌اش بیخودئی داد که هشیار شدیم
۱۱
بار دانش که چهل سال کشیدیم بدوش
۱۲
بیکی جرعه فکندیم و سبکبار شدیم
۱۳
مصحف روی و حدیث لبت از یاد برد
۱۴
هر چه خواندیم و دگر بر سر تکرار شدیم
۱۵
شربت لعل لبت بود شفای دل ما
۱۶
بعبث ما ز پی نسخهٔ عطار شدیم
۱۷
روز ما نیکتر از دی دی ما به ز پریر
۱۸
سال و مه خوش که به از بار وز پیرار شدیم
۱۹
هر چه دادند بما از دگری بهتر بود
۲۰
تا سزاوار سراپردهٔ اسرار شدیم
۲۱
در دل و دیدهٔ ما نور تجلی افروخت
۲۲
تا به نیروی یقین مظهر انوار شدیم
۲۳
سر ز دریای حقایق چه برون آوردیم
۲۴
بر سر اهل سخن ابر گهر بار شدیم
۲۵
راه رفتیم بسی تا که بره پی بردیم
۲۶
کار کردیم که تا واقف این کار شدیم
۲۷
آشنا فیض ازینگونه سخن بهره برد
۲۸
نزد بیگانه عبث بر سر گفتار شدیم

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.

از این شعر به پژوهش بروید

موضوع خود را وارد کنید؛ شاعر و اثرِ این شعر در محدوده باقی می‌مانند.