زمینه پژوهشدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
متن اصلی فارسی · بدون ترجمهٔ خودکاربازگشت به اثرآثار این شاعربررسی معنای ادبی ↓
فیض کاشانی · دیوان اشعار

غزل شمارهٔ ۶۸۰

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
فخر دو عالمیم و گدای تو آمدیم
۲
بر درگه تو بهر عطای تو آمدیم
۳
در گوش ما فتاد بنا گه ندای کن
۴
جستیم از عدم بندای تو آمدیم
۵
ما را نبود هیچ مهمی در آب و خاک
۶
در آتش بلا بهوای تو آمدیم
۷
ما از کجا و خون جگر خوردن از کجا
۸
بر خوان اینجهان بصلای تو آمدیم
۹
این آمدن برای تو بود و برای تو
۱۰
بهر تو آمدیم و برای تو آمدیم
۱۱
هم راه را بما تو نمودی ز ابتدا
۱۲
هم گام گام را بهدای تو آمدیم
۱۳
با پای سعی خود بکجا میتوان رسید
۱۴
این راهرا تمام بپای تو آمدیم
۱۵
این راه پرنشیب و فراز خطیر را
۱۶
در آرزوی وصل و لقای تو آمدیم
۱۷
ما را تو میسری و توئی آب روی ما
۱۸
ما خاکیان ولی نه سزای تو آمدیم
۱۹
امر امر تست هرچه تو گوئی چنان کنیم
۲۰
در دایره قدر بقضای تو آمدیم
۲۱
کاری برای خود نکنیم و هوای خود
۲۲
فرمان بران رای و هوای تو آمدیم
۲۳
هرجا که رفته‌ایم ز بهر تو رفته‌ایم
۲۴
هرجا که آمدیم برای تو آمدیم
۲۵
تو آن خویش باشی و ما نیز آن تو
۲۶
ما مای خود نه‌ایم که مای تو آمدیم
۲۷
بی‌فیض تو ز فیض نیاید نفس زدن
۲۸
در فن شاعری برضای تو آمدیم

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.

از این شعر به پژوهش بروید

موضوع خود را وارد کنید؛ شاعر و اثرِ این شعر در محدوده باقی می‌مانند.