زمینه پژوهشدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
متن اصلی فارسی · بدون ترجمهٔ خودکاربازگشت به اثرآثار این شاعربررسی معنای ادبی ↓
فیض کاشانی · دیوان اشعار

غزل شمارهٔ ۷۶۱

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
مهرت بجان بهار دل داغدار من
۲
از مهر جان خزان نپذیرد بهار من
۳
در آتش هوای تو خاکستری شدم
۴
شاید که باد سوی تو آرد غبار من
۵
می‌افکنم براه تو تا خاک ره شود
۶
باشد قدم نهی بسر خاکسار من
۷
گفتی مگوی قصه و اندوه خود بکس
۸
خون شد ز غصه تو دل راز دار من
۹
من چون نهان کنم که ز غم پرده می‌درد
۱۰
خون جگر بزیر مژه اشکبار من
۱۱
در روز حشر چون ز عمل جستجو کنند
۱۲
گویم بآه رفت و فغان روزگار من
۱۳
غم از دلم دمار بر آورد و آن نگار
۱۴
ننشست ساعتی بکرم در کنار من
۱۵
خاموش باش فیض ازینقصه دم مزن
۱۶
نه کارتست شکوه ز خوبان نه کار من

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.

از این شعر به پژوهش بروید

موضوع خود را وارد کنید؛ شاعر و اثرِ این شعر در محدوده باقی می‌مانند.