زمینه پژوهشدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
متن اصلی فارسی · بدون ترجمهٔ خودکاربازگشت به اثرآثار این شاعربررسی معنای ادبی ↓
فیض کاشانی · دیوان اشعار

غزل شمارهٔ ۷۹۸

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
خاهم که خاک راه شوم زیر پای تو
۲
تا ذره ذره‌ام همه گیرد هوای تو
۳
آیم چو گرد بر سر راه تو اوفتم
۴
شاید که بوسهٔ بربایم ز پای تو
۵
جان در رهت فدا کنم و منتت کشم
۶
ای صد هزار جان گرامی فدای تو
۷
جان صد هزار کاش بود هر دمی مرا
۸
تا جمله را نثار کنم از برای تو
۹
خوش آندمی که سوی من آئی ز روی لطف
۱۰
تا جان ز من طلب کنی و من لقای تو
۱۱
یابم حیات تازه بهر جان فشاندنی
۱۲
گر صد هزار بار بمیرم برای تو
۱۳
در تو کسی بحسن و ملاحت کجا رسد
۱۴
تو پادشاه حسنی و خوبان گدای تو
۱۵
تو همچو آقتابی و من همچو سایه‌ام
۱۶
آیم بهر کجا که روی در قفای تو
۱۷
هستم برای تو و تو هستی برای خود
۱۸
هستی تو خود برای خود و من برای تو
۱۹
هرچند لطف بیش کنی تشنه‌تر شوم
۲۰
سیراب کی شوم ز شراب لقای تو
۲۱
از درگه تو دور نگردد به تیغ سر
۲۲
هر کو چشید چاشنئی از عطای تو
۲۳
در آسمان ملائکه گویند آمین
۲۴
آندم که فیض روی کند در دعای تو

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.

از این شعر به پژوهش بروید

موضوع خود را وارد کنید؛ شاعر و اثرِ این شعر در محدوده باقی می‌مانند.