متن اصلی فارسی · بدون ترجمهٔ خودکاربازگشت به اثرآثار این شاعربررسی معنای ادبی ↓
فیض کاشانی · دیوان اشعار

غزل شمارهٔ ۸۶۵

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
در عشق دوست ای دل شیدا چگونه‌ای
۲
ای قطره کشاکش دریا چگونه‌ای
۳
یادآور ای عدم ز نهانخانه‌ای قدم
۴
پنهان چگونه بودی و پیدا چگونه‌ای
۵
در بحر بی کنار کنارم کشید و گفت
۶
بی ما چگونه بودی و با ما چگونه‌ای
۷
من جلوه نا نموده تواز خویش میشدی
۸
امروز غرق بحر تجلا چگونه‌ای
۹
جمعی بساحل از کشش ما در اضطراب
۱۰
ای غرق بحر عاطفت ما چگونه‌ای
۱۱
بازم ز خویش‌ راند و بکنج غمم نشاند
۱۲
گفت ای نشانه تیر بلا را چگونه‌ای
۱۳
در چاه بابلم موی خود ببست
۱۴
گفت ای اسیر زلف چلیپا چگونه‌ای
۱۵
ای خانه زاد عشرت و پرورده‌ای طرب
۱۶
در لجه محیط غم ما چگونه‌ای
۱۷
ای فیض خویش را بغم عشق ما سپار
۱۸
و آنگه ببین که در کنف ما چگونه‌ای
ارتباط‌ها، وضعیت بازبینی و جزئیات پژوهش این شعر

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.

از این شعر به پژوهش بروید

موضوع خود را وارد کنید؛ شاعر و اثرِ این شعر در محدوده باقی می‌مانند.