Research Contextدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
سلمان ساوجی · دیوان اشعار

غزل شمارهٔ ۱۰۸

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
آمد به برج عاشقان، ماه مبارک منزلت
۲
ای ماه مهر افزون من، بادا مبارک، منزلت
۳
خلوت سرای چشم و دل، این شسته و آن، رفته‌ام
۴
فرمای و بنشین، ای صنم، هر جا که می‌خواهد دلت
۵
تو سرو باغ جنتی، از جوی جان بر خاسته
۶
یا شاخ طوبی کاسمان، بنشاند در آب و گلت
۷
من هودج عشق تو را، در جان و دل جا کرده‌ام
۸
کاندر سرای آب و گل دانم، نگنجد، محملت
۹
کردیم جان را منزلت، باشد که بر ما بگذری
۱۰
بر ما گذر تا بگذریم، از آسمان، در منزلت
۱۱
ای مایه شادی درا، روزی به اقبال از درم
۱۲
باشد کزین غمها فرج، یابم به بخت مقبلت
۱۳
دنیا ندارد حاصلی، غیر از حضور دوستان
۱۴
گر دوست حاصل می‌شود، سلمان، بس است این حاصلت

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.