Research Contextدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
سلمان ساوجی · دیوان اشعار

غزل شمارهٔ ۱۶۵

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
مرا هوای تو از سر بدر نخواهد شد
۲
شمایل تو ز پیش نظر نخواهد شد
۳
اگر سرم برود گو برو مراد از سر
۴
هوای توست مرا آن ز سر نخواهد شد
۵
دلم به کوی تو رفت و مقیم شد آنجا
۶
وزان مقام به جایی دگر نخواهد شد
۷
سرم برفت به سودای وصل، می‌دانم
۸
که این معامله با او به سر نخواهد شد
۹
چنان ز چشم تو در خواب مستیم که مرا
۱۰
ز خواب خوش به قیامت خبر نخواهد شد
۱۱
به نوک غمزه چون نیشتر بخواهی ریخت
۱۲
هزار خون که سر نیش‌تر نخواهد شد
۱۳
خدنگ غمزه‌ات از جان اگر چه می‌گذرد
۱۴
ولیکن از دل سلمان بدر نخواهد شد

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.