قطعه شمارهٔ ۲۹
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
شاها یقین که مدح و ثنای تو برترست
۲
زانها که در سواد دل و دفتر آمده است
۳
شاها بیان حال مفصل نمیکنم
۴
درد مفاصل است که گردم برآمدست
۵
از درد جامهای که به زانو همی رسد
۶
زین جامه خانه بهره من چاکر بر آمدست
۷
درد دل و جفای جهانم نبود بس
۸
کم درد پای نیز کنون بر سر آمدست
۹
حالم ز من مپرس که بهر عرض حال
۱۰
برخاسته است درد و به زانو درآمدست
۱۱
این بوده است مانع اگر زانکه چند روز
۱۲
سلمان به آستان شما کمتر آمدست