قطعه شمارهٔ ۳۰
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
چون به قشلاق قرا باغ آمدیم
۲
گفتم از افلاس وا خواهیم رست
۳
جرها زین مملکت خواهیم کرد
۴
طرفهها ز اطراف بر خواهیم بست
۵
ناخن اندر هر طرف انداختیم
۶
عاقبت کو کارد در دستم شکست
۷
نیست در دستم از آن جر جز جرب
۸
بر نیامد غیر ازین، هیچم بدست