قطعه شمارهٔ ۱۰۸
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
عاشثی شمعا از آن رو چون منت
۲
چهرهای زردست و چشم اشک پاش
۳
ورنهای عاشق چرا بی علتی
۴
هر شبی بیماری و صاحب فراش
۵
عادتی داری که هر شب تا به تیغ
۶
سر نبرندت نیابی انتعاش
۷
سرکشی در عشقبازی میکنی
۸
رو که بر عاشق حرام است این معاش
