زمینه پژوهشدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
متن اصلی فارسی · بدون ترجمهٔ خودکاربازگشت به اثرآثار این شاعربررسی معنای ادبی ↓
سلمان ساوجی · دیوان اشعار

قطعه شمارهٔ ۱۱۹

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
اکمل دولت و دین ای شرف منصب تو
۲
در کمال شرف و قدر ازان سوی کمال
۳
زهره را از حسد مجلس لطفت هر شب
۴
بوده از خون شفق جام افق مالامال
۵
تن بدخواه تو دیدم شده غربال به تیر
۶
گرچه خون نیز ندیدم به جز آن یک غربال
۷
در جهان شبه نظیر تو که ممکن نبود
۸
همچو آسایش اهل نظر و فضل محال
۹
سرو را شمه‌ای از حال دل من بشنو
۱۰
از سر لطف و کرم نی ز سر رنج و ملال
۱۱
تا بدانی که به جرم هنر و فضل مراست
۱۲
دل ز مویه شده چون موی و تن از ناله چونال
۱۳
بود عمری که مرا در طلب فضل گذشت
۱۴
خوشتر از دور صبی تازه‌تر از عهد وصال
۱۵
گوش می‌دارم وصیت کرمت می‌شنوم
۱۶
کین سخن بشنود از توشه خورشید نوال
۱۷
التماس از در الطاف تو تا کی نکنم
۱۸
چون بود رنج همه گنج شود مالامال
۱۹
نعمت و محنت ایام چو باقی نبود
۲۰
عمر فانی چه کنم در طلب نعمت و مال
۲۱
تا جهان باشد باد از اثر طالع سعد
۲۲
بر جهان طلعت میمون تو فرخنده به فال

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.

از این شعر به پژوهش بروید

موضوع خود را وارد کنید؛ شاعر و اثرِ این شعر در محدوده باقی می‌مانند.