قطعه شمارهٔ ۱۳۱
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
خسرو شمس و غرب شمس الدین
۲
بر همه سروران تویی مخدوم
۳
در دولت ز تو شده مفتوح
۴
مکرمت بر وجود تو مختوم
۵
صاحب سیف و صاحب ملکی
۶
بر صحف نام نیک تو مرقوم
۷
طبعت آموخته قواعد ملک
۸
ملکان از تو میبرند رسوم
۹
سیرت تو فضایل و افضال
۱۰
عادت اهتمام اهل علوم
۱۱
رایت دولت تو چون رایت
۱۲
بر گذشته ز منتهای نجوم
۱۳
از تو اصحاب علم را ادرار
۱۴
و ز تو ارباب فضل را مرسوم
۱۵
در حریم حمایت کرمت
۱۶
من چرایم ز لطف تو محروم
۱۷
رای عالیت را مگر نشدست
۱۸
صدق و اخلاص من رهی معلوم
۱۹
همتت چون روا همی دارد
۲۰
که مرا میدهد به دست هموم
۲۱
کرم تو گرفته جمله جهان
۲۲
مال و زر بر هنروران مقسوم
۲۳
من ز نیکی تو چو تو ز بدی
۲۴
چند باشم منزه و معصوم
۲۵
بنده مهمان خوان همت توست
۲۶
دادخواهان به تو ز چرخ ظلوم
۲۷
میهمان را سزد که داری نیک
۲۸
خاصه مهمان مدح خوان و خدوم
۲۹
تا بنازد به تخت شاهان بخت
۳۰
تا بتاج است هر شهی موسوم
۳۱
باش بر فرق جمله شاهان تاج
۳۲
که تو شهباز و دیگران چون بوم
۳۳
صبح اقبال تو دمیده ز شام
۳۴
صیت رایت زری رسیده به روم
