قطعه شمارهٔ ۱۳۲
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
ای صاحبی که از شرف مدح ذات تو
۲
هر دم چو آفتاب ز موج سماروم
۳
چون جمله اهل فضل ز جود توشا کردند
۴
پس من شکسته دل ز جنابت چرا روم
۵
یا داد من بده به طریقی که دیدهام
۶
یاره به من نمای بگو تا کجا روم
۷
هر کس رضای خویش کند حاصل از کفت
۸
آخر روا مدار که من بی رضا روم
۹
واجب چنان کند بدین آب و این قبول
۱۰
یکبارگی به .... وا روم
