زمینه پژوهشدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
متن اصلی فارسی · بدون ترجمهٔ خودکاربازگشت به اثرآثار این شاعربررسی معنای ادبی ↓
سلمان ساوجی · دیوان اشعار

قصیدهٔ شمارهٔ ۷۲ - در مدح سلطان اویس

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
نسیم صبح سلامم به دلستان برسان
۲
پیام بلبل عاشق به گلستان برسان
۳
به همرهیت روان را روانه خواهم کرد
۴
روانه کرد به جانان روان روان برسان
۵
هزار قصه رسیدست زمن به گوش به گوش
۶
مگر مجال نباشد یکی از آن برسان
۷
کمند طره ی او با کمر چو در پیچد
۸
دقیقه ای زتن من در آن میان برسان
۹
مجال دم زدنت گر بود در آن خلوت
۱۰
زمین ببوس ودعایم زمان زمان برسان
۱۱
به آستان مرسانش غبار من لیکن
۱۲
به من غباری از آن عالی آستان برسان
۱۳
دل مرا که کباب است ومی چکد خونش
۱۴
ببر به آتش رخسار دلستان برسان
۱۵
به زلف او خبری زین دل شکسته بده
۱۶
بگوش من سخنی زان لب ودهان برسان
۱۷
گرت به باغ رخ او بنفشه بار دهد
۱۸
زمن سلام به نسرین وارغوان برسان
۱۹
زبان سوسن رطب اللسان به عاریه خواه
۲۰
به زیر لب سخن من بدان زبان برسان
۲۱
ازان دو لاله نصیبی به سنبل وگل ده
۲۲
وزان کلاله نسیمی به مشک وبان برسان
۲۳
سحر گهست وزاغیار در گهش خالی
۲۴
دعای من به جنابش سحر گهان برسان
۲۵
بر آر کام دل ما وشربتی زان لب
۲۶
بکام این دل بیمار ناتوان برسان
۲۷
بکام من زلبش پیش از آن که خط بدهد
۲۸
عنایتی کن وحلوای بی دخان برسان
۲۹
زضعف ناله نمی آید ونمی کشمش
۳۰
بیا بیا بکش او را کشان کشان برسان
۳۱
فراق لعل لبش خون من بخواهد ریخت
۳۲
بیا وزان دهنش جان من امان برسان
۳۳
در آن میان چو دهد کام عاشقان لب دوست
۳۴
بگو زیر لبش بهره ی فلان برسان
۳۵
همی کند سخنش مرده زنده ور باور
۳۶
نمی کنی بر او اول با متحان برسان
۳۷
به کوی دوست مرا خانه ایست گویا رب
۳۸
به عافیت همه کس را به خان ومان برسان
۳۹
دلم زشوق عقیق لبش رسید به جان
۴۰
نسیم رحمتی از جانب یمان برسان
۴۱
نسیمی از سر زلفش بیار وجان بستان
۴۲
به پایمرد بگویم به رایگان برسان
۴۳
حدیث در سر شک مرا به نظم آور
۴۴
به گوش یار به وجهی که می توان برسان
۴۵
به حق صدقی ومهری که داری ای دم صبح
۴۶
که صدق من به محبان مهربان برسان
۴۷
تویی مربی انفا س و با توام سخنی است
۴۸
به تربیت سخنم را بر آسمان برسان
۴۹
به عون همت سلطان ز آسمان بگذر
۵۰
دعای من به شهنشه اویس خان برسان
۵۱
زمین ببوس وزمین بوس بنده ی خاکی
۵۲
به آستانه یآن دولت آشیان برسان
۵۳
بر آر دست وبگو یا رب آن شهنشه را
۵۴
به دولت ابد وعمر جاودان برسان
۵۵
به تازیانه عزمش خیال جامد را
۵۶
وبه برق سبک عنان برسان
۵۷
سپهر خواست که کیوان رسد به دربانیش
۵۸
زمانه گفتکه او را تو بر چه سان برسان
۵۹
ز سد ره ساز بنه نردبانی ا ر برسد
۶۰
بدان رواق زحل را به نردبان برسان
۶۱
اگردوام بهارت هواست از عد لش
۶۲
خبر به لشگر غارتگر خزان برسان
۶۳
خریف تازه چمن رنگ و بوی نستاند
۶۴
مثال نافذ امرش به بوستان برسان
۶۵
به کوه گو کمر بندگی شه دربند
۶۶
ز سربلندی خود را به توامان برسان
۶۷
به چرخ گو که قضیب سمند سلطان را
۶۸
ز دخل سنبله بر دوش کهکشان برسان
۶۹
جهان پناها مگذار خصم را بهجهان
۷۰
ازین جهان به جهانش بدان جهان برسان
۷۱
اشارتی به قلم کن که خیزو از سر دست
۷۲
نواله کرم ما به انس و جان برسان
۷۳
به تیغ گو زبان را چو آب کن جاری
۷۴
مناقب گهر ما به دشمنان برسان
۷۵
مده تونان بد اندیش گر بخواهد نان
۷۶
بدود ونان که دهی از سر سنان برسان
۷۷
به آفتاب ضمیر تو گفت : فیض مر ا
۷۸
زقیروان جهان تا به قیروان برسان
۷۹
ز عدل داد نوال تو چرخ طشتی زر
۸۰
کزین کران جهان تا بدان کران برسان
۸۱
به خاوران ز پی چاشت خوان زر گستر
۸۲
به باختر ز پی شام همچنان برسان
۸۳
به گرگ عدل تو گفت از پی خوش آمد میش
۸۴
بدوش بر ، بره را بر شبان برسان
۸۵
به ابر کرد خطاب وبه مهر گفت کفت
۸۶
که فیض ما به یم وجود مابه کان برسان
۸۷
صبا برای خدا هیچ اگر مجالی افتد
۸۸
دعای ما به جناب خدایگان برسان
۸۹
وگر سخن نتوانی زما رسانید ن
۹۰
ز در د من به درش ناله وفغان برسان
۹۱
به آب چشمه حیوان به خاک در گاهش
۹۲
دهان بشوی د عایم بدان دهان برسان
۹۳
حدیث موجب حرمان من بدان درگه
۹۴
چنان که با تو بگویم هم آنچنان برسان
۹۵
زناتوانی پایم بد ست عذری هست
۹۶
تو عذر لنگ به نوعی که می توان برسان
۹۷
ملا زمان درش را ببوس صد پی پا
۹۸
دعای من به جناب یکان یکان برسان
۹۹
سعادتی که در اشکال اختران دارند
۱۰۰
سپهر پیر بدین دولت جوان برسان
۱۰۱
بگو یا رب کام ومراد هر دو جهان
۱۰۲
به پادشاه جهانبخش کامران برسان
۱۰۳
میامن برکات دم اویس قرن
۱۰۴
به عهد دولت این صاحب قران برسان

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.

از این شعر به پژوهش بروید

موضوع خود را وارد کنید؛ شاعر و اثرِ این شعر در محدوده باقی می‌مانند.