بخش ۱۰۹ - حکایت
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
شنیدستم که با مجمر شبی شمع
۲
پیامی کرد روشن بر سر جمع
۳
که ای مجمر چرا هستی بر آذر؟
۴
منم از تو بسی با آبروتر
۵
چو از انفاس تو هردم ملول است
۶
دم گرمت همه جای قبول است
۷
جوابش داد مجمر کای برادر
۸
مشو در تاب و آبی زن بر آذر
۹
نفسهای تو در دل می نشیند
۱۰
چو از انفاس من دوری گزیند
۱۱
حکایات تو سرتاسر زبانیست
۱۲
حدیث من همه قلبی و جانیست
۱۳
تفاوت در میان هردو آنست
۱۴
که این از صدق دل آن از زبانست