رهی معیری · غزلها - جلد اول

حدیث جوانی

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
اشکم ولی به پای عزیزان چکیده‌ام
۲
خارم ولی به سایهٔ گل آرمیده‌ام
۳
با یاد رنگ و بوی تو ای نو بهار عشق
۴
همچون بنفشه سر به گریبان کشیده‌ام
۵
چون خاک در هوای تو از پا فتاده‌ام
۶
چون اشک در قفای تو با سر دویده‌ام
۷
من جلوهٔ شباب ندیدم به عمر خویش
۸
از دیگران حدیث جوانی شنیده‌ام
۹
از جام عافیت می نابی نخورده‌ام
۱۰
وز شاخ آرزو گل عیشی نچیده‌ام
۱۱
موی سپید را فلکم رایگان نداد
۱۲
این رشته را به نقد جوانی خریده‌ام
۱۳
ای سرو پای بسته به آزادگی مناز
۱۴
آزاده من که از همه عالم بریده‌ام
۱۵
گر می‌گریزم از نظر مردمان رهی
۱۶
عیبم مکن که آهوی مردم‌ندیده‌ام

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.