رهی معیری · غزلها - جلد اول

داغ تنهایی

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
آن قدر با آتش دل ساختم تا سوختم
۲
بی تو ای آرام جان یا ساختم یا سوختم
۳
سردمهری بین که کس بر آتشم آبی نزد
۴
گرچه همچون برق از گرمی سراپا سوختم
۵
سوختم اما نه چون شمع طرب در بین جمع
۶
لاله ام کز داغ تنهایی به صحرا سوختم
۷
همچو آن شمعی که افروزند پیش آفتاب
۸
سوختم در پیش مه رویان و بیجا سوختم
۹
سوختم از آتش دل در میان موج اشک
۱۰
شوربختی بین که در آغوش دریا سوختم
۱۱
شمع و گل هم هر کدام از شعله‌ای در آتشند
۱۲
در میان پاکبازان من نه تنها سوختم
۱۳
جان پاک من رهی خورشید عالمتاب بود
۱۴
رفتم و از ماتم خود عالمی را سوختم

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.