رهی معیری · غزلها - جلد اول

رسوای دل

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
همچو نی می نالم از سودای دل
۲
آتشی در سینه دارم جای دل
۳
من که با هر داغ پیدا ساختم
۴
سوختم از داغ نا پیدای دل
۵
همچو موجم یک نفس آرام نیست
۶
بسکه طوفان زا بود دریای دل
۷
دل اگر از من گریزد وای من
۸
غم اگر از دل گریزد وای دل
۹
ما ز رسوایی بلند آوازه ایم
۱۰
نامور شد هر که شد رسوای دل
۱۱
خانه مور است و منزلگاه بوم
۱۲
آسمان با همت والای دل
۱۳
گنج منعم خرمن سیم و زر است
۱۴
گنج عاشق گوهر یکتای دل
۱۵
در میان اشک نومیدی رهی
۱۶
خندم از امیدواریهای دل

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.