رهی معیری · غزلها - جلد اول

غرق تمنای تو ام

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
در پیش بیدردان چرا فریاد بی حاصل کنم
۲
گر شکوه ای دارم ز دل با یار صاحبدل کنم
۳
در پرده سوزم همچو گل در سینه جوشم همچو مل
۴
من شمع رسوا نیستم تا گریه در محفل کنم
۵
اول کنم اندیشه ای تا برگزینم پیشه ای
۶
آخر به یک پیمانه می اندیشه را باطل کنم
۷
زآن رو ستانم جام را آن مایه آرام را
۸
تا خویشتن را لحظه ای از خویشتن غافل کنم
۹
از گل شنیدم بوی او مستانه رفتم سوی او
۱۰
تا چون غبار کوی او در کوی جان منزل کنم
۱۱
روشنگری افلاکیم چون آفتاب از پاکیم
۱۲
خاکی نیم تا خویش را سرگرم آب و گل کنم
۱۳
غرق تمنای توام موجی ز دریای تو ام
۱۴
من نخل سرکش نیستم تا خانه در ساحل کنم
۱۵
دانم که آن سرو سهی از دل ندارد آگهی
۱۶
چند از غم دل چون رهی فریاد بی حاصل کنم

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.