رهی معیری · غزلها - جلد اول

گوهر تابناک

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
زبون خلق ز خلق نکوی خویشتنم
۲
چو غنچه تنگدل از رنگ و بوی خویشتنم
۳
به عیب من چه گشاید زبان طعنه حسود
۴
که با هزار زبان عیبجوی خویشتنم
۵
مرا به ساغر زرین مهر حاجت نیست
۶
که تازه روی چو گل از سبوی خویشتنم
۷
نه حسرت لب ساقی کشد نه منت جام
۸
به حیرت از دل بی‌آرزوی خویشتنم
۹
به خواب از آن نرود چشم خسته‌ام تا صبح
۱۰
که همچو مرغ شب افسانه گوی خویشتنم
۱۱
به روزگار چنان رانده گشتم از هر سوی
۱۲
که مرگ نیز نخواند بسوی خویشتنم
۱۳
به تابناکی من گوهری نبود رهی
۱۴
گهر شناسم و در جستجوی خویشتنم

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.