رهی معیری · غزلها - جلد اول

ترک خودپرستی کن

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
گر به چشم دل جاناجلوه های ما بینی
۲
در حریم اهل دل جلوه خدا بینی
۳
راز آسمانها را در نگاه ما خوانی
۴
نور صبحگاهی را بر جبین ما بینی
۵
در مصاف مسکینان چرخ را زبون یابی
۶
با شکوه درویشان شاه را گدا بینی
۷
گر طلب کنی از جان عشق و دردمندی را
۸
عشق را هنر یابی درد را دوا بینی
۹
چون صبا ز خار و گل ترک آشنایی کن
۱۰
تا بهر چه روی آری روی آشنا بینی
۱۱
نی ز نغمه واماند چون ز لب جدا ماند
۱۲
وای اگر دل خود را از خدا جدا بینی
۱۳
تار و پود هستی را سوختیم و خرسندیم
۱۴
رند عافیت سوزی همچو ما کجا بینی
۱۵
تابد از دلم شبها پرتوی چو کوکبها
۱۶
صبح روشنم خوانی گر شبی مرا بینی
۱۷
ترک خودپرستی کن عاشقی و مستی کن
۱۸
تا ز دام غم خود را چون رهی رها بینی

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.