رهی معیری · غزلها - جلد اول

بهشت آرزو

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
بر جگر داغی ز عشق لاله رویی یافتم
۲
در سرای دل بهشت آرزویی یافتم
۳
عمری از سنگ حوادث سوده گشتم چون غبار
۴
تا به امداد نسیمی ره به کویی یافتم
۵
خاطر از آیینه صبح است روشن تر مرا
۶
این صفا از صحبت پاکیزه رویی یافتم
۷
گرمی شمع شب افروز آفت پروانه شد
۸
سوخت جانم تا حریف گرم خویی یافتم
۹
بی تلاش من غم عشق تو ام در دل نشست
۱۰
گنج را در زیر پا بی جستجویی یافتم
۱۱
تلخکامی بین که در میخانه دلدادگی
۱۲
بود پر خون جگر هر جا سبویی یافتم
۱۳
چون صبا در زیر زلفش هر کجا کردم گذار
۱۴
بک جهان دل بسته بر هر تارمویی یافتم
۱۵
ننگ رسوایی رهی نامم بلند آوازه کرد
۱۶
خاک راه عشق گشتم آبرویی یافتم

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.