رهی معیری · غزلها - جلد دوم

سودازده

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
آن که سودا زده چشم تو بوده است منم
۲
و آن که از هر مژه صد چشمه گشوده است منم
۳
آن ز ره مانده سرگشته که ناسازی بخت
۴
ره به سر منزل وصلش ننموده است منم
۵
آن که پیش لب شیرین تو ای چشمه نوش
۶
آفرین گفته و دشنام شنوده است منم
۷
آن که خواب خوشم از دیده ربوده است تویی
۸
و آن که یک بوسه از آن لب نربوده است منم
۹
ای که از چشم رهی پای کشیدی چون اشک
۱۰
آن که چون آه به دنبال تو بوده است منم

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.