سودازده
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
آن که سودا زده چشم تو بوده است منم
۲
و آن که از هر مژه صد چشمه گشوده است منم
۳
آن ز ره مانده سرگشته که ناسازی بخت
۴
ره به سر منزل وصلش ننموده است منم
۵
آن که پیش لب شیرین تو ای چشمه نوش
۶
آفرین گفته و دشنام شنوده است منم
۷
آن که خواب خوشم از دیده ربوده است تویی
۸
و آن که یک بوسه از آن لب نربوده است منم
۹
ای که از چشم رهی پای کشیدی چون اشک
۱۰
آن که چون آه به دنبال تو بوده است منم