رهی معیری · غزلها - جلد دوم

پایان شب

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
رفت و نرفته نکهت گیسوی او هنوز
۲
غرق گل است بسترم از بوی او هنوز
۳
دوران شب ز بخت سیاهم بسر رسید
۴
نگشوده تاری از خم گیسوی او هنوز
۵
از من رمید و جای به پهلوی غیر کرد
۶
جانم نیارمیده به پهلوی او هنوز
۷
دردا که سوخت خار و خس آشیان ما
۸
نگرفته خانه در چمن کوی او هنوز
۹
روزی فکند یار نگاهی بسوی غیر
۱۰
باز است چشم حسرت من سوی او هنوز
۱۱
یکبار چون نسیم صبا بر چمن گذشت
۱۲
می آید از بنفشه و گل بوی او هنوز
۱۳
روزیکه داد دل به گل روی او رهی
۱۴
مسکین نبود باخبر از خوی او هنوز

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.