رهی معیری · غزلها - جلد دوم

عمر نرگس

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
آتشین خوی مرا پاس دل من نیست نیست
۲
برق عالم سوز را پروای خرمن نیست نیست
۳
مشت خاشاکی کجا بندد ره سیلاب را؟
۴
پایداری پیش اشکم کار دامن نیست نیست
۵
آنقدر بنشین که برخیزد غبار از خاطرم
۶
پای تا سر ناز من هنگام رفتن نیست نیست
۷
قصه امواج دریا را ز دریا دیده پرس
۸
هر دلی آگه ز طوفان دل من نیست نیست
۹
همچو نرگس تا گشودم چشم پیوستم به خاک
۱۰
گل دوروزی بیشتر مهمان گلشن نیست نیست
۱۱
ناگزیر از ناله ام در ماتم دل چون کنم؟
۱۲
مرهم داغ عزیزان غیر شیون نیست نیست
۱۳
در پناه می ز عقل مصلحت بین فارغیم
۱۴
در کنار دوست بیم از طعن دشمن نیست نیست
۱۵
بر دل پاکان نیفتد سایه آلودگی
۱۶
داغ ظلمت بر جبینم صبح روشن نیست نیست
۱۷
نیست در خاطر مرا اندیشه از گردون رهی
۱۸
رهرو آزاده را پروای رهزن نیست نیست

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.