رهی معیری · غزلها - جلد دوم

سراب آرزو

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
دل من ز تابناکی به شراب ناب ماند
۲
نکند سیاهکاری که به آفتاب ماند
۳
نه ز پای می نشیند نه قرار می پذیرد
۴
دل آتشین من بین که به موج آب ماند
۵
ز شب سیه چه نالم؟ که فروغ صبح رویت
۶
به سپیده سحرگاه و به ماهتاب ماند
۷
نفس حیات بخشت به هوای بامدادی
۸
لب مستی آفرینت به شراب ناب ماند
۹
نه عجب اگر به عالم اثری نماند از ما
۱۰
که بر آسمان نبینی اثر از شهاب ماند
۱۱
رهی از امید باطل ره آرزو چه پویی؟
۱۲
که سراب زندگانی به خیال و خواب ماند

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.