رهی معیری · غزلها - جلد دوم

از خود رمیده

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
چو گل ز دست تو جیب دریده ای دارم
۲
چو لاله دامن در خون کشیده ای دارم
۳
به حفظ جان بلا دیده سعی من بیجاست
۴
که پاس خرمن آفت رسیده ای دارم
۵
ز سرد مهری آن گل چو برگهای خزان
۶
رخ شکسته و رنگ پریده ای دارم
۷
نسیم عشق کجا بشکفد بهار مرا؟
۸
که همچو لاله دل داغدیده ای دارم
۹
مرا زمردم نا اهل چشم مردمی است
۱۰
امید میوه ز شاخ بریده ای دارم
۱۱
کجاست عشق جگر سوز اضطراب انگیز؟
۱۲
که من به سینه دل آرمیده ای دارم
۱۳
صفا و گرمی جانم از آن بود که چو شمع
۱۴
شرار آهی و خوناب دیده ای دارم
۱۵
مرا چگونه بود تاب آشنایی خلق؟
۱۶
که چون رهی دل از خود رمیده ای دارم

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.