رهی معیری · غزلها - جلد چهارم

خشکسال ادب

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
دگر ز جان من ای سیمبر چه می خواهی؟
۲
ربوده‌ای دل زارم دگر چه می خواهی؟
۳
مریز دانه که ما خود اسیر دام توایم
۴
ز صید طایر بی بال و پر چه می خواهی؟
۵
اثر ز ناله خونین دلان گریزان است
۶
ز ناله ای دل خونین اثر چه می خواهی؟
۷
به گریه بر سر راهش فتاده بودم دوش
۸
به خنده گفت از این رهگذر چه می خواهی؟
۹
نهاده ام سر تسلیم زیر شمشیرت
۱۰
بیار بر سرم ای عشق هر چه می خواهی
۱۱
کنون که بی هنرانند کعبه دل خلق
۱۲
چو کعبه حرمت اهل هنر چه می خواهی؟
۱۳
به غیر آن که بیفتد ز چشم ها چون اشک
۱۴
به جلوه گاه خزف از گهر چه می خواهی؟
۱۵
رهی چه می طلبی نظم آبدار از من؟
۱۶
به خشکسال ادب شعر تر چه می خواهی؟

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.