رهی معیری · غزلها - جلد چهارم

حاصل عمر

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
بس که جفا ز خار و گل دید دل رمیده‌ام
۲
همچو نسیم از این چمن پای برون کشیده‌ام
۳
شمع طرب ز بخت ما آتش خانه‌سوز شد
۴
گشت بلای جان من عشق به جان خریده‌ام
۵
حاصل دور زندگی صحبت آشنا بود
۶
تا تو ز من بریده‌ای من ز جهان بریده‌ام
۷
تا به کنار بودیَم بود به جا قرار دل
۸
رفتی و رفت راحت از خاطر آرمیده‌ام
۹
تا تو مراد من دهی کشته مرا فراق تو
۱۰
تا تو به داد من رسی من به خدا رسیده‌ام
۱۱
چون به بهار سر کند لاله ز خاک من برون
۱۲
ای گل تازه یاد کن از دل داغ دیده‌ام
۱۳
یا ز ره وفا بیا یا ز دل رهی برو
۱۴
سوخت در انتظار تو جان به لب رسیده‌ام

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.