کرم کتابی
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
شنیدم شبی در کتب خانهٔ من
۲
به پروانه می گفت کرم کتابی
۳
به اوراق سینا نشیمن گرفتم
۴
بسی دیدم از نسخهٔ فاریابی
۵
نفهمیده ام حکمت زندگی را
۶
همان تیره روزم ز بی آفتابی
۷
نکو گفت پروانهٔ نیم سوزی
۸
که این نکته را در کتابی نیابی
۹
تپش می کند زنده تر زندگی را
۱۰
تپش می دهد بال و پر زندگی را