بیا که ساقی گلچهره دست بر چنگ است
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
بیا که ساقی گلچهره دست بر چنگ است
۲
چمن ز باد بهاران جواب ارژنگ است
۳
حنا ز خون دل نو بهار می بندد
۴
عروس لاله چه اندازه تشنه رنگ است
۵
نگاه میرسد از نغمهٔ دل افروزی
۶
به معنیی که برو جامهٔ سخن تنگ است
۷
به چشم عشق نگر تا سراغ او گیری
۸
جهان بچشم خرد سیمیا و نیرنگ است
۹
ز عشق درس عمل گیر و هر چه خواهی کن
۱۰
که عشق جوهر هوش است و جان فرهنگ است
۱۱
بلند تر ز سپهر است منزل من و تو
۱۲
براه قافله خورشید میل فرسنگ است
۱۳
ز خود گذشته ئی ای قطره محال اندیش
۱۴
شدن به بحر و گهر برنخاستن ننگ است
۱۵
تو قدر خویش ندانی بها ز تو گیرد
۱۶
وگرنه لعل درخشنده پاره سنگ است