خطاب به انگلستان
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
مشرقی باده چشیده است ز مینای فرنگ
۲
عجبی نیست اگر توبهٔ دیرینه شکست
۳
فکر نوزادهٔ او شیوهٔ تدبیر آموخت
۴
جوش زد خون به رگ بندهٔ تقدیر پرست
۵
ساقیا تنگ دل از شورش مستان نشوی
۶
خود تو انصاف بده اینهمه هنگامه که بست؟
۷
«بوی گل خود به چمن راه نما شد ز نخست
۸
ورنه بلبل چه خبر داشت که گلزاری هست»