اقبال لاهوری · زبور عجم

بر سر کفر و دین فشان رحمت عام خویش را

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
بر سر کفر و دین فشان رحمت عام خویش را
۲
بند نقاب بر گشا ماه تمام خویش را
۳
زمزمهٔ کهن سرای گردش باده تیز کن
۴
باز به بزم ما نگر ، آتش جام خویش را
۵
دام ز گیسوان بدوش زحمت گلستان بری
۶
صید چرا نمی کنی طایر بام خویش را
۷
ریگ عراق منتظر ، کشت حجاز تشنه کام
۸
خون حسین باز ده کوفه و شام خویش را
۹
دوش به راهبر زند ، راه یگانه طی کند
۱۰
می ندهد بدست کس عشق زمام خویش را
۱۱
ناله به آستان دیر بیخبرانه می زدم
۱۲
تا بحرم شناختم راه و مقام خویش را
۱۳
قافله بهار را طایر پیش رس نگر
۱۴
آنکه بخلوت قفس گفت پیام خویش را

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.