اقبال لاهوری · زبور عجم

نوای من از آن پر سوز و بیباک و غم انگیزست

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
نوای من از آن پر سوز و بیباک و غم انگیزست
۲
بخاشاکم شرار افتاده باد صبحدم تیز است
۳
ندارد عشق سامانی ولیکن تیشه ئی دارد
۴
خراشد سینهٔ کهسار و پاک از خون پرویز است
۵
مرا در دل خلید این نکته از مرد ادا دانی
۶
ز معشوقان نگه کاری تر از حرف دلاویز است
۷
به بالینم بیا ، یکدم نشین ، کز درد مهجوری
۸
تهی پیمانه بزم ترا پیمانه لبریز است
۹
به بستان جلوه دادم آتش داغ جدائی را
۱۰
نسیمش تیز تر می سازد و شبنم غلط ریز است
۱۱
اشارتهای پنهان خانمان برهم زند لیکن
۱۲
مرا آن غمزه می باید که بیباک است و خونریز است
۱۳
نشیمن هر دو را در آب و گل لیکن چه رازست این
۱۴
خرد را صحبت گل خوشتر آید دل کم آمیز است
۱۵
مرا بنگر که در هندوستان دیگر نمی بینی
۱۶
برهمن زاده ئی رمز آشنای روم و تبریز است

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.