خیز و بخاک تشنه ئی بادهٔ زندگی فشان
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
خیز و بخاک تشنه ئی بادهٔ زندگی فشان
۲
آتش خود بلند کن آتش ما فرونشان
۳
میکدهٔ تهی سبو حلقه خود فرامشان
۴
مدرسهٔ بلند بانگ بزم فسرده آتشان
۵
فکر گره گشا غلام دین بروایتی تمام
۶
زانکه درون سینه ها دل هدفی است بی نشان
۷
هر دو بمنزلی روان هر دو امیر کاروان
۸
عقل بحیله می برد ، عشق برد کشان کشان
۹
عشق ز پا در آورد خیمهٔ شش جهات را
۱۰
دست دراز می کند تا به طناب کهکشان