اقبال لاهوری · زبور عجم

درین محفل که کار او گذشت از باده و ساقی

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
درین محفل که کار او گذشت از باده و ساقی
۲
ندیمی کو که در جامش فرو ریزم می باقی
۳
کسی کو زهر شیرین میخورد از جام زرینی
۴
می تلخ از سفال من کجا گیرد به تریاقی
۵
شرار از خاک من خیزد کجا ریزم کرا سوزم
۶
غلط کردی که در جانم فکندی سوز مشتاقی
۷
مکدر کرد مغرب چشمه های علم و عرفان را
۸
جهان را تیره تر سازد چه مشائی چه اشراقی
۹
دل گیتی انا المسموم انا المسموم فریادش
۱۰
خرد نالان که ما عندی بتریاق و لا راقی
۱۱
چه ملائی چه درویشی چه سلطانی چه دربانی
۱۲
فروغ کار می جوید به سالوسی و زراقی
۱۳
ببازاری که چشم صیرفی شور است و کم نور است
۱۴
نگینم خوار تر گردد چو افزاید به براقی

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.