اقبال لاهوری · زبور عجم

ساقیا بر جگرم شعلهٔ نمناک انداز

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
ساقیا بر جگرم شعلهٔ نمناک انداز
۲
دگر آشوب قیامت به کف خاک انداز
۳
او بیک دانهٔ گندم به زمینم انداخت
۴
تو بیک جرعه آب آنسوی افلاک انداز
۵
عشق را باده مرد افکن و پرزور بده
۶
لای این باده به پیمانه ادراک انداز
۷
حکمت و فلسفه کرد است گران خیز مرا
۸
خضر من از سرم این بار گران پاک انداز
۹
خرد از گرمی صهبا بگدازی نرسید
۱۰
چارهٔ کار به آن غمزه چالاک انداز
۱۱
بزم در کشمکش بیم و امید است هنوز
۱۲
همه را بی خبر از گردش افلاک انداز
۱۳
میتوان ریخت در آغوش خزان لاله و گل
۱۴
خیز و بر شاخ کهن خون رگ تاک انداز

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.