از آن آبی که در من لاله کارد ساتگینی ده
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
از آن آبی که در من لاله کارد ساتگینی ده
۲
کف خاک مرا ساقی بباد فرودینی ده
۳
ز مینائی که خوردم در فرنگ اندیشه تاریکست
۴
سفر ورزیدهٔ خود را نگاه راه بینی ده
۵
چو خس از موج هر بادی که می آید ز جا رفتم
۶
دل من از گمانها در خروش آمد یقینی ده
۷
بجانم آرزوها بود و نابود شرر دارد
۸
شبم را کوکبی از آرزوی دل نشینی ده
۹
بدستم خامه ئی دادی که نقش خسروی بندد
۱۰
رقم کش این چنینم کرده ئی لوح جبینی ده