بده آندل که مستی های او از بادهٔ خویش است
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
بده آندل که مستی های او از بادهٔ خویش است
۲
بگیر آندل که از خود رفته و بیگانه اندیش است
۳
بده آندل بده آن دل که گیتی را فراگیرد
۴
بگیر این دل بگیر این دل که در بند کم و بیش است
۵
مرا ای صید گیر از ترکش تقدیر بیرون کش
۶
جگر دوزی چه می آید از آن تیری که در کیش است
۷
نگردد زندگانی خسته از کار جهان گیری
۸
جهانی در گره بستم جهانی دیگری پیش است