من هیچ نمی ترسم از حادثهٔ شب ها
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
من هیچ نمی ترسم از حادثهٔ شب ها
۲
شبها که سحر گردد از گردش کوکب ها
۳
نشناخت مقام خویش افتاد بدام خویش
۴
عشقی که نمودی خواست از شورش یارب ها
۵
آهی که ز دل خیزد از بهر جگر سوزی است
۶
در سینه شکن او را آلوده مکن لب ها
۷
در میکده باقی نیست از ساقی فطرت خواه
۸
آن می که نمی گنجد در شیشهٔ مشرب ها
۹
آسوده نمی گردد آندل که گسست از دوست
۱۰
با قرأت مسجد ها با دانش مکتب ها