تو کیستی ز کجائی که آسمان کبود
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
تو کیستی ز کجائی که آسمان کبود
۲
هزار چشم براه تو از ستاره گشود
۳
چه کویمت که چه بودی چه کرده ئی چه شدی
۴
که خون کند جگرم را ایازی محمود
۵
تو آن نئی که مصلی ز کهکشان میکرد
۶
شراب صوفی و شاعر تر از خویش ربود
۷
فرنگ اگرچه ز افکار تو گره بگشاد
۸
به جرعه دگری نشئه ترا افزود
۹
سخن ز نامه و میزان دراز تر گفتی
۱۰
به حیرتم که نبینی قیامت موجود
۱۱
خوشا کسی که حرم را درون سینه شناخت
۱۲
دمی تپید و گذشت از مقام گفت و شنود
۱۳
از آن بمکتب و میخانه اعتبارم نیست
۱۴
که سجده ئی نبرم بر در جبین فرسود