اقبال لاهوری · جاویدنامه

نوای حلاج

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
ز خاک خویش طلب آتشی که پیدا نیست
۲
تجلی دگری در خور تقاضا نیست
۳
نظر بخویش چنان بسته ام که جلوه دوست
۴
جهان گرفت و مرا فرصت تماشا نیست
۵
به ملک جم ندهم مصرع نظیری را
۶
«کسی که کشته نشد از قبیلهٔ ما نیست»
۷
اگرچه عقل فسون پیشه لشکری انگیخت
۸
تو دل گرفته نباشی که عشق تنها نیست
۹
تو ره شناس نئی وز مقام بیخبری
۱۰
چه نغمه ایست که در بربط سلیمی نیست
۱۱
ز قید و صید نهنگان حکایتی آور
۱۲
مگو که زورق ما روشناس دریا نیست
۱۳
مرید همت آن رهروم که پا نگذاشت
۱۴
به جاده ئی که در و کوه و دشت و دریا نیست
۱۵
شریک حلقهٔ رندان باده پیما باش
۱۶
حذر ز بیعت پیری که مرد غوغا نیست

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.