بیدل دهلوی · غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۶

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
شرر تمهید سازد مطلب ما داستانها را
۲
دهد پرواز بسمل مدعای ما بیانها را
۳
به جرم ما ومن دوریم ازسرمنزل مقصد
۴
جرس اینجا بیابان مرگ داردکاروانها را
۵
کدورت چیده‌ای جدی نما تا بی‌نفس‌گردی
۶
صفای دیگرست از فیض برچیدن دکانها را
۷
ندانم جوش توفان خیال‌کیست این‌گلشن
۸
که اشک چشم مرغان‌کردگرداب آشیانها را
۹
به لعل او خط از ما بیشتر دلبستگی دارد
۱۰
طمع افزونتر از دزدست اینجا پاسبانها را
۱۱
نفس سرمایهٔ بیتابی‌ست‌، افسردگی تاکی
۱۲
مکن شمع مزار زندگانی استخوانها را
۱۳
بجزکشتی شکستن ساحل امنی نمی‌باشد
۱۴
ز بس وسعت فروبرده‌ست این دریاکرانها را
۱۵
به‌سعی اشک‌،‌کام‌از دهر حاصل‌می‌کنی روزی
۱۶
که آهت پرّه‌گردد آسیای سمانها را
۱۷
به افسون مدارا ازکج‌اندیشان مشو ایمن
۱۸
تواضع درکمین تیر می‌دارد کمانها را
۱۹
جهانی آرزوها پخت و سیر آمد ز ناکامی
۲۰
تنور سرد این مطبخ به خامی سوخت نانها را
۲۱
من آن عاجزسجودم‌کزپی طرف جبین من
۲۲
به دوش باد می‌آرند خاک آستانها را
۲۳
تو هم‌خاموش شو بیدل‌که‌من از یاد دیداری
۲۴
به دوش حیرت آیینه می‌بندم فغانها را

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.